دعا يک امر اجتناب ناپذير است، به اين معني مسلمان يا غير مسلمان هنگام شدائد در درون خود يک قدرتي را حس مي کند که آن قدرت مي تواند مشکل ويا مشکلاتش را حل کند. اما مردم از نظر دعا کردن بر چند گروهند:1 - گروهي اعتقاد به دعا ندارند.2 - افرادي اعتقاد دارند ولي فقط هنگام برخورد با مشکلات دعا مي کنند مثلا وقتي که دانستند گرفتار بيماري صعب العلاج ويا لا علاج شدند دست به دعا بر مي دارند ووقتي نجات يافتند ديگر با خدا سر وکاري ندارند چنانچه در قرآن مجيد آمده: (واذا رکبوا في الفلک دعوا الله مخلصين له الدين فلما نجيهم الي البر اذا هم يشرکون)زماني که در کشتي مي نشينند خدا را با اخلاص مي خوانند ولي وقتي که نجات يافتند وبه ساحل رسيدند باز به حالت شرک بر مي گردند. ويا در آيه ديگر مي خوانيم: (واذا مس الانسان الضر دعانا لجنبه او قاعدا او قائما فلما کشفنا عنه ضره مر کان لم يدعنا الي ضر مسه کذلک زين للمسرفين ما کانوا يعملون)وقتي که به انسان آسيبي مي رسد از هر جهت ما را مي خواند (خوابيده ونشسته وايستاده) اما زماني که آسيب وناراحتي را از وي برطرف کرديم مي رود مثل آن که اصلا درباره گرفتاريش با ما تماس نگرفته است.3 - افرادي که پيوسته در دعا هستند ودعا را سلاح واسلحه خود مي دانند وبه دعا عشق مي ورزند، اين گونه افراد شايسته ستايشند وخداوند متعال هم وعده استجابت دعا داده، آنجائي که مي فرمايد: (ادعوني استجب لکم